دعواهای خانوادگی همیشه هست ،اما این که چه واکنشی از خودمان موقع دعوا نشان دهیم اهمیت دارد .موقع دعوا نباید حرمت ها شکسته شود، چون تداوم زندگی ضعیف میشود.10 راهکار مناسب برای جلوگیری از رفتار ناشایست .
1. سرد برخورد نکنید
اگر بعد از دعوا به کمی زمان و فضا نیاز دارید، هیچ اشکالی ندارد؛ فقط باید به او بگویید. یکی از بزرگترین اشتباهاتی که افراد بعد از دعوا مرتکب میشوند این است که زبانشان را میدوزند.
اگر بعد از دعوا او را نادیده بگیرید، ممکن است تصور کند که میخواهید مجازاتش کنید و این باعث میشود دفعه بعد او هم احساسش را با شما در میان نگذارد. درعوض بگویید، “عصبانیت من به اندازه تو زود از بین نمیرود، ۲۴ ساعت به من زمان بده، مطمئن باش خوب میشوم. اگر بهتر نشدم آنوقت در موردش حرف میزنیم.”
2. حرفهایش را در مغزتان نگه ندارید
همه حرفهایی که همسرتان در طول دعوا میزند باید همانجا بماند. اگر در طول دعوا چیزی میگوید که اذیتتان میکند، به او بگویید که حرفهایش ناراحتتان میکند. اگر روز بعد هم حرفهایش هنوز اذیتتان میکرد، به خودتان کمی فضا بدهید و خیلی زود به او نزدیک نشوید.
3. اگر هنوز ناراحت است، به یک “متاسفم” بسنده نکنید
یک “معذرت میخواهم” یا “متاسفم” خشک و خالی وقتی هنوز از دستتان ناراحت است، برای او کافی نیست. باید توضیح دهید که چرا عذر میخواهید.
پس بهتر است بگویید، “متاسفم که…” یا “معذرت میخواهم که …” و در ادامه آن هم باید بگویید، “در آینده سعی میکنم …” و در جای خالی توضیح دهید که چطور آن اشتباه را دوباره مرتکب نخواهید شد.
4. برای دعوا کردنتان بهانه نیاورید
دعوا کردنتان را میتوانید گردن میلیونها چیز بینذازید: اینکه روز کاری بدی داشتهاید، سردرد داشتهاید، شب خوب نخوابیدهاید و … در واقع، زوجهایی که خواب خوب و کافی ندارند، بیشتر با هم دعوا میکنند. باوجود اینها، انداختن تقصیر به گردن چیزهای دیگر، در حق خودتان و همسرتان عادلانه نیست.
دلیل دعوا اطلاعات است. اگر عصبانی یا ناراحت هستید، اینها اطلاعاتی است که همسرتان باید بداند. دفعه بعدی که روز بدی سر کار داشتید، قبل از اینکه به خانه برسید، به همسرتان اطلاع دهید. با این روش او میفهمد که احتمالاً آسیبپذیرتر از روزهای عادی خواهید بود.
5. اگر دوباره موضوع دعوا را به میان کشید، بیتفاوت نباشید
اگر فقط چند دقیقه از دعوایتان گذشته است، به همسرتان بگویید بعد از اینکه فکرهایش را کرد، هر سوال یا حرفی دارد میشنوید. اگر بعد از چند روز خواست دوباره موضوع دعوا را به میان بیاورد، پشتتان را به او نکنید.
ارتباط غیرکلامی خیلی وقت ها بدتر از فریاد کشیدن است. اگر متوجه شدهاید که به او بیمحلی کرده و نادیدهاش گرفتهاید، برگردید، از او عذرخواهی کرده و به حرفهایش گوش دهید.
6. به نیش زدن ادامه ندهید
اگر هنوز از او ناراحتید، به شما این اجازه را نمیدهد که حرفهای نیشدار بزنید. هیچوقت به او توهین نکنید. فراموش کردن توهینها کار خیلی سختی است. درعوض وقتی آرام بودید، از او بخواهید به حرفهایتان گوش کند و برایش توضیح دهید که چرا هنوز ناراحتید.
7. اگر دوست ندارید، به زور رابطهجنسی برقرار نکنید
هر دو شما عذرخواهی کردهاید و این عذرخواهی واقعاً از ته دلتان بوده است اما حالا همسرتان میخواهد رابطهجنسی داشته باشید و شما واقعاً باورتان نمیشود. دلیل آن این نیست که او نمیفهمد همین الان دعوا داشتهاید. خیلی افراد از رابطه جنسی برای نزدیکتر شدن استفاده میکنند.اگر اصلاً تمایلی به چنین ارتباطی در آن زمان ندارید، لازم نیست به زور این کار را بکنید.
از او بخاطر تلاش برای نزدیکتر شدن تشکر کنید و برایش توضیح دهید که الان روحیه آن کار را ندارید. میتوانید بغلش کنید و به او بگویید شاید فردا وقت بهتری برای سکس باشد. فقط یادتان باشد پشتتان را به او نکنید و درخواستش را نادیده نگیرید زیرا احساساتش را جریحهدار خواهد کرد.
8. روی اینکه چه چیز باعث آن دعوا شده است متمرکز نشوید
بهتر است انرژیتان را روی راهکارهایی برای آن مشکل متمرکز کنید. به جای اینکه علت دعوا را در ذهنتان مدام مرور کنید، سعی کنید شب خوبی را بگذرانید. فرق بین یک دعوای خوب و یک دعوای بد در این است که به راهحل رسیده باشید یا نه.
9. نگویید، “منظوری نداشتم
گفتن این مثل این است که بخواهید نوشته یک خودکار را با پاککن پاک کنید. فقط اوضاع را بدتر میکند و همسرتان هم در پاسخ خواهد گفت، “چرا منظور داشتی”. اینکه مدام چیزهایی که گفتید یا نگفتید را مرور کنید.
ببینید منظوری داشتهاید یا نداشتهاید، باعث میشود همه تمرکزتان روی گذشته باشد تااینکه بخواهید راهحلی برای آن وضعیت پیدا کنید.اگر او به شما گفت که منظوری نداشته است، شما در پاسخ بگویید، “شاید منظوری نداشتهای اما من اینطور حس کردم. پس لطفاً در آینده این کار را تکرار نکن.”
10. بخاطر اینکه دعوا کردهاید خودخوری نکنید
دعوا کردن نشانه این است که هر دو شما هنوز روی رابطهتان کار میکنید و رابطهتان برایتان مهم است و این خیلی مثبت است. ممکن است خیلی زوجها را ببینید که میگویند قبلاً خیلی دعوا میکردند اما الان آسانگیرتر شدهاند.
این اصلاً نشانه خوبی نیست! معنی آن این است که میخواهند آن رابطه، هرطور که هست، پیش رود، و این دقیقاً چیزی است که قبل از جدایی یا خیانت اتفاق میافتد. پس از اینکه با هم دعوایتان میشود و هنوز خیلی چیزها در رابطه برایتان اهمیت دارد، خوشحال باشید، نه ناراحت!
به دست اوردن هرچه بیشتر دل مردان خیلی عالی است ! اما چگونه اینکار را انجام دهیم ؟ با ما همراه باشید.همه ما همسرمان را دوست داریم و دلمان برایش تنگ میشود و گفتن این به او یک راه عالی برای ابراز محبتمان است، اما نه تنها راه. بعد از مدتی «دوستت دارم» و «دلم برات تنگ شده» کهنه و قدیمی میشود و دیگر مفهوم خود را برای همسرمان از دست میدهد.
خوشبختانه شما برای ابراز محبت فقط محدود به این دو جمله نیستید. راههای مفرحتر و جالبتر دیگری هم وجود دارد که بتوانید یک زن را تحسین کنید و به او بگویید که چقدر برایتان ارزش دارد. از این رو، اینجا ۱۰ روش برای ابراز محبت به شما پیشنهادمیکنیم که قلب او را لمس کرده و شما را به جذابترین مرد روی زمین برای او تبدیل میکند.
این تحسین مخصوصاً در مکالمات از راه دور بسیار موثر است. این جمله در واقع به او میفهماند که چقدر دلتنگش هستید. نیازی نیست که بارها و بارها جمله «دلمبرات تنگ شده»را تکرار کنید تا این را بفهمد. همین یک خط همه چیز را تمام میکند.
میتوانید آن را کمی طولانیتر کرده و بگویید، «با من چیکار کردی؟ نمیتونم بهت فکر نکنم.»گفتن این جمله با صدایی گرم و نگاه کردن به چشمان همسرتان بهترین تحسینیاست که یک زن می تواند بشنود. مخصوصاً اگر بتوانید «کی» و «چرا»ی آن را برایش توضیح دهید که هیجانزدهترش میکند.
مثلاً میتوانید به او بگویید، «وقتی اینطوری نگام میکنی، خیلی تحریکم میکنی.» یا «با این لباس خیلی تحریکم میکنی»یا کمی بازیگوشانهتر بگویید، «وقتی این موقع روز بهم زنگ میزنی، خیلی تحریکم میکنی» تا باعث شوید بیشتر به شما زنگ بزند.
با گفتن این نشان میدهید که زنانگی او را میفهمید و به او این حس را میدهید که همسر شما بودن را خیلی خوب انجام میدهد.مطمئنم اگر شما هم از او بشنوید که «تو به من احساس زن بودن میدهی» احساس فوقالعادهای پیدا میکنید.
نمیدانید شنیدن این از کسی که عاشقش هستید چه حسی دارد. این یک راه بسیار زیبا برای این است که به او نشان دهید تا چه اندازهبرایتان ارزش دارد.
این تحسین را میتوانید بیشتر استفاده کنید، هربار که کار خوبی برایتان انجام میدهد، وقتی در جمعی هستید و او حرف قشنگی درمورد شما میزند، وقتی با هم خوش میگذرانید.این تحسین اگر با لحن درست گفته شود، دقیقاً این مفهوم را میرساندکه او شما را دیوانه خودش کرده است. با بودن او حس میکنید عاشق و زندهاید. و اگر اینطور است، حتماً این را به او بگویید.
این شیرینترین تحسینی نیست که بتوان به یک زن گفت؟ فکر میکنم اینطور باشد. مطمئناً نظر همسرتان هم همین است.پس برای گفتن آن خجالت نکشید. و البته در زمان درست مثل وقتی که لبخند خجالتی روی صورت او میبینید یا وقتی چیزی عالی برایتان آماده کرده است این کار را بکنید.
با این تحسین، او را با زنان دیگری که قبلاً در زندگیتان بودهاند مقایسه کرده و او را بالاتر از آنها میبرید.و واقعیت این است که زنان حس رقابت بسیار قوی بین خودشان دارند، به همین دلیل اگر به او بگویید که او بهترین همسر برای شما بوده است، یک تحسین بزرگ برای او قلمداد میشود.
برای مناسبت های خاص میتوانید با یک علامت تعجب بزرگ به او بگویید«خدای من، تو واقعاً ایدآلی، هیچ چیز کم نداری!» با اینکار به او نشان میدهید که هر کاری که انجام داده است تاثیر پررنگی روی شما داشته و شما میدانید چطور باید یک زن خوب را تحسین کنید.
اما دقت کنید که زیاد از حد از این جمله استفاده نکنید چون ممکن است آن را جدی بگیرد!و آخر اینکه، این یکی از محبوبترین راهها برای سربهسر گذاشتن و تحسین کردن او در آن واحد است. این یک راه مفرح و بازیگوشانه است که به یک مکالمه عادی، کمی محبت اضافه میکند.
خوب حالا ۱۰ روشبرای ابراز محبت به همسرتان بلد هستید که به او احساس دوستداشتنی و خاص بودن بدهید. یکبار دیگر آنها را مرور کنید و به خاطر بسپارید و سر وقت مناسب آنها را یکییکی استفاده کنید. مطمئن باشید با این کارتان عاشقتان خواهد ماند.
ماجرای مادر شوهر و عروس بین همگان آشنا است . همه ما در ذهن خود این تصور را داریم که مادر شوهر و عروس مشکل دارند . در بعضی تصمیم گیری های زندگی از جمله انتخاب منطقه سکونت، با همسرم اختلاف جدی دارم. با توجه به شغل پدرم که زیاد به ماموریت می رود و بیماری مادرم، ناچارم به محل سکونت پدر و مادرم تا حدودی نزدیک باشم.
این نزدیک بودن البته به معنای بودن در یک خانه یا کوچه نیست بلکه منظورم اختلاف چند کوچه است. راهنمایی بفرمایید چگونه می توانم همسرم را قانع کنم تا در محله ای که می خواهم ساکن باشم؟با سلام خدمت شما خواننده محترم.
اختلافات و تعارض های زناشویی در همه ازدواج ها و بین تقریبا تمام زوج ها وجود دارد. تنها موضوعی که اهمیت دارد نحوه حل فصل این اختلافات است. بزرگ ترین مشکلی که خیلی از زوج ها با آن روبه رو هستند، بیان نکردن علت اصلی ناراحتی یا مشکل است.
در واقع ترس ها، نگرانی ها و افکار واقعی، خود را پشت بهانه ها و موضوعات روزمره پنهان می کنند؛ در نتیجه صحبت و حتی بحث و جدل پیرامون این بهانه ها روی خواهد داد و هیچ گاه مشکل اصلی حل نخواهد شد. علت این امر معمولا ترس از مورد تمسخر قرار گرفتناز طرف مقابل یا حتی نداشتن صداقت با خویشتن است.
خیلی از زوج ها طرف مقابل را عملا دشمن فرض می کنند و نمی خواهند او به تمام اطلاعات، ضعف ها و ترس هایشان واقف شود، مبادا که از آن ها سوء استفاده کند، مسخره کند یا از آن ها برای آزار دادن خودش بهره ببرد.این نوع نگاه فقط به تجمع و زیاد شدن مشکلات و در خیلی موارد لاینحل ماندن مشکلات ساده ختم می شود.
درباره سوال شما هم فکر می کنم همین قضیه اتفاق افتاده است. در واقع شما و همسرتان روی یک موضوع فرعی صحبت و بحث می کنید (محله مورد نظر)در حالی که واقعا موضوع خیلی مهم یا تعیین کننده ای نیست. قاعدتا خیلی راحت می شود راهی یافت که خواسته هر دو طرف تامین شود؛
اما احتمالا همسر شما نگرانی های عمیق تری دارد که پشت محل سکونت پنهان شده است.این نگرانی ها می تواند شاملنگرانی از دخالت خانواده ها در زندگی خصوصی، نگرانی از تنها ماندن هنگام سرکشی شما به مادر، ترس از این که مبادا برای شما در درجه دوم اهمیت باشند، یا موارد بیشمار دیگر باشد.
دنبال راه حل سوم باشیدبهترین کار این است که در یک فضای دوستانه و محبت آمیز،علت اصلی مخالفت ایشان را سوال کنید و با جواب های عادی و به ظاهر بی منطق هم قانع نشوید. توجه کنید که صبر و حمایت همه جانبه شما در این فرآیند نقش کلیدی دارد.
همسر شما باید احساس کند که در امنیت کامل است تا ترس ها و دلهره هایخود را کامل بیان کند. سپس بر اساس جوابی که به سوال شما می دهد، دنبال راه حلی باشید که خواست هر دو طرف را تامین کند. معمولا می توان راه حل سومی یافت که برای طرفین مورد قبول باشد.
مهم این است که هر دو طرف فعالانه برای حل مشکل کوشش کنند.راه حل ها را ارزیابی کنید شما در اصلی ترین گام باید موضوع را از دید خود و طرف مقابل به صورت کامل تشریح کنید تا صورت مسئله از یک اختلاف غیر قابل حل به یک پرسش تبدیل شود.
برای این که هم شما بتوانید در شرایط نیاز به مادر خوددسترسی داشته باشید و هم خواسته های همسر شما تامین شود، چه کاری می توان انجام داد؟ حال دو طرف سعی کنید راه حل های متعددی را برای این پرسش مطرح کنید.
در نهایت با ارزیابی این گزینه ها یکی با موافقت طرفین انتخاب می شود. پافشاریروی یک موضوع کلی مانند این که ما باید در فلان محله خانه بگیریم و سپس پاسخ های صرفا مخالف طرف مقابل، بدون بیان دلیل واضح مخالفت و سپس دوباره تکرار کردن این جملات ( احتمالا با صدای بلندتر و همراه با خشم بیشتر) قطعا به یک دعوا و جنجال ختم می شود و هیچ چیزی را حل نکرده است.