همسران جوان و کسانی که در ابتدای زندگی مشترک هستند , به دلیل تجربه پایین ممکن است اشتباهاتی کنند و ضروری است که حواسشان را بیشتر جمع کنند . معمولا بین زوج هایی که به خاطر هر مسئله کوچکی با هم جر و بحث می کنند، اشتباهات مشترکی وجود دارد.
اشتباهاتی که باعث می شود فاصله بین زوج ها بیشتر و بیشتر شود. زمانی که فاصله بین زن و مردی در زندگی مشترک زیاد شود، آن ها حرف یکدیگر را نمی فهمند و گاهی تا مرز جدایی پیش می روند و از هم جدا می شوند.
فرض کنید که شما در یک اتاقی هستید که به جز نیم متر آن، بقیه اتاق کاملا کثیف است. هر انسان عاقلی برای تمیز کردن این اتاق، قطعا از نیم متر تمیز آن شروع می کند و بعد از آن همه اتاق را تمیز می کند.
چه قدر زیباست که اگر زن یا مردی اشتباه کرد ابتدا نکات مثبت شخصیت او و کارهای مفیدی را که انجام داده است یادآوری کنیم و سپس نکات منفی را به او بگوییم. بالاخره باید قبول کنیم که همه ما انسانیم و ممکن است اشتباه کنیم اما در بین زوج های جوان معمولا ۴ عادت اشتباه وجود دارد که ریشه بسیاری از اختلاف های آنان است.
در ادامه با این ۴ اشتباه آشنا می شوید و راه های جایگزین آن ها را خواهید خواند.
اشتباه اول : فقط دنبال مقصر هستند
بعضی زوج ها مدام به هم ایراد می گیرند و از هم انتقاد می کنند. در زندگی این زوج ها هر اتفاق ناگواری با گفتن جملاتی مانند “چرا کاری کردی که این اتفاق بیفتد؟” همراه می شود. دلیل گفته شدن چنین جملاتی هم این است که این زوج ها فقط به دنبال مقصر هستند و نمی خواهند برای حل مشکل به وجود آمده فکری کنند.
در ایرادگیری معمولا زوج ها فقط نقاط منفی یکدیگر را می بینند که باعث می شود یکی از زوجین در موضع قدرت قرار بگیرد و آن قدر به خودش حق دهد تا جز در زمان به کرسی نشستن حرف خودش، راضی نشود. این افراد احساس می کنند که همیشه طرف مقابل شان اشتباه می کند و آن ها هیچ گاه اشتباه نمی کنند و با ایرادگیری به نوعی دنبال تایید خودشان هم هستند.
راه درست : لطفا با دقت گوش کنید
زوج ها بهتر است به جای این که مدام از هم ایراد بگیرند، مهارت گوش کردن را در خودشان بالا ببرند. بعضی مواقع به دلیل این که زن یا مرد به درستی به حرف های همسرش گوش نمی دهد، ممکن است از جمله ای برداشت اشتباه کند و همین عاملی برای جر و بحث شود.
گاهی هم ممکن است قصد زن یا مرد از گفتن جمله ای ایرادگیری نباشد ولی چون طرف مقابل به درستی گوش نمی کند، برداشت اشتباهی داشته باشد. بهترین حالت گوش دادن این است که هر فردی فعالانه گوش کند یعنی علاوه بر معنی جمله طرف مقابل، احساسات او را هم درک کند تا منظور او را بهتر بفهمد.
اشتباه دوم : مسئولیت پذیر نیستند
زوج هایی که مدام یکدیگر را مقصر می دانند، به سرزنش طرف مقابل روی می آورند. عادت بد سرزنش کردن زوجین از این ناشی می شود که یکی از آن ها مهارت مسئولیت پذیری را فرانگرفته است. افرادی که مسئولیت پذیر هستند، مسئولیت شکست یا اشتباه را بر عهده می گیرند و در صدد جبران آن بر می آیند.
راه درست : از شخصیت همسرتان حمایت کنید
در مقابل سرزنش کردن، حمایت کردن وجود دارد. وقتی زن یا مردی در زندگی زناشویی اشتباه کوچکی داشته باشد و به جای سرزنش شدن، مورد حمایت همسرش قرار گیرد با همه وجود احساس می کند که همسرش دوستش دارد.
وقتی یکی از زوجین از دیگری حمایت می کند، این به این معنی نیست که او دارد از رفتار او حمایت می کند بلکه بدین معناست که از شخصیت طرف مقابل حمایت شده است. حالا اگر شخصیت فردی مورد حمایت قرار گیرد، باعث می شود که فرد رفتار اشتباهش را تکرار نکند.
اشتباه سوم : اشتباهات گذشته را یادآوری می کنند
بعضی زوج ها در زندگی شان از همه جا و از همه افراد شاکی هستند. زمانی که فردی مدام مورد شکایت مستقیم قرار می گیرد ناخودآگاه شخصیتش تخریب می شود. وقتی نکات منفی و اشتباهات گذشته همسرتان را هر روز به او یادآوری کنید، علاوه بر این که احساسات منفی را به او منتقل می کنید، بعد از مدتی خودتان هم خسته می شوید و احساس می کنید که همسرتان درک تان نمی کند.
راه درست : همسرتان را بپذیرید
زوج ها بهتر است به جای شکایت کردن، همدیگر را تشویق کنند. برای تشویق کردن هم می توانید نکات مثبت همسرتان را به او یادآوری کنید. به جای برخورد یا گفتن جملات تند، به او احترام بگذارید و بدانید هیچ چیز به اندازه مورد احترام قرار گرفتن عزت نفس یک انسان را بالا نمی برد.
زمانی که همسرتان اشتباه می کند، او را مورد پذیرش قرار دهید. این پذیرش باعث می شود او در زندگی احساس آرامش کند و برای حفظ این آرامش رفتارهای اشتباهش را تغییر دهد.
اشتباه چهارم : زندگی را با بازار اشتباه گرفته اند
بعضی زوج ها زندگی شان را مانند بازار می دانند و در آن گروکشی می کنند. زنی که به همسرش می گوید: “اگر فلان لباس را برای من بخری، من هم برایت شام درست می کنم” تصمیم گرفته است با تبر ریشه زندگی اش را از جا بکند! گفتن جملاتی که بیشتر در بازار استفاده می شود، برای بقای یک زندگی مشترک سم است.
راه درست : گفت و گوی همدلانه داشته باشید
به جای رشوه گرفتن از همسرتان، با او گفت و گو کنید. گفت و گوی همیشگی بر سر اختلافات اگر با رابطه همدلانه و منطقی باشد، تاثیر بسیار زیادی در افزایش محبت بین زوج ها دارد. بهتر است زوج ها برای بیشتر نیازها و درخواست های شان با هم صحبت کنند تا بهترین تصمیمات را برای پیشرفت در زندگی شان بگیرند.
منبع: بانوی ایرانی
خانم ها خصوصیاتی دارند که آقایان شیفته آنها هستند و خانم ها با بیشتر انجام دادن این کارها مردان را بیشتر شیفته خود میکنند . لبخند، بوی خوش عطر، هوش و شاید هم اندامی زیبا… فکر میکنید کدامیک برای مردان جذابتر است؟ کدامیک از این خصوصیات در خانمها باعث میشود مردی شیفته زنی شده و هیچوقت او را رها نکند؟ اگر بگوییم هیچکدام از اینها چه؟
شاید این خصوصیات در ابتدای کار مردی را به سمت زنی بکشانند اما برای نگه داشتن او در یک رابطه طولانیمدت و بادوام کافی نیستند. جالب است بدانید که مردها به دنبال خصوصیاتی عمیقتر، اساسیتر و پایدارتر هستند که بنا به دلایلی زنها تصمیم میگیرند در خود نشان ندهند. حداقل در ابتدای رابطه و گاهی اوقات هم خیلی دیر این خصوصیات خود را نشان میدهند.
در زیر به ۷ خصوصیت خانمها که مردان را شیفته میکند اشاره کرده و به توضیح دقیق آنها میپردازیم.
1. شوخطبعی
باید بتوانید با هم دیوانهبازی کنید. کار و زندگی فوقالعاده استرسزا است! همسرتان تنها کسی است که در مقابل او باید سلاحتان را زمین بیندازید.
چه خانه باشید و چه بیرون، درست وقتهایی که کسی نگاهتان نمیکند، وقت مسخره رقصیدنها، حرف زدن با صداهای عجیب و غریب و وقت این است که خودتان باشید. اگر میخواهید همسرتان احساس کند که میتواند با شما تفریح کند، شما هم نباید از تفریح کردن با او بترسید.
حتی اگر از اینکه مسخره به نظر برسید نباید بترسید. از اینکه خودتان را رها کنید، از چارچوب همیشگیتان بیرون بیایید و بلند بلند بخندید نترسید.
2. اعتماد به نفس
زنی که اعتماد به نفس داشته باشد ارزش خود را میداند. به خود افتخار میکند و این از حرکات و ظاهرش پیداست. او به دنبال تایید گرفتن از مردها نیست. خودش میداند که فوقالعاده است. او میداند که مردی که بتواند با او باشد فوقالعاده خوششانس است چون او این توانایی را دارد که بیشتر از هر زن دیگری او را خوشحال کند.
واقعیت این است که مردها دوست دارند فکر کنند که جایزه را بردهاند. دوست دارند احساس کنند که خوششانسترین مرد هستند. درست همانطور که دوست دارند شما به آنها افتخار کنید، او هم میخواهد به شما افتخار کند. اگر شما خودتان به خودتان اعتماد نداشته باشید و از خوب بودن خودتان مطمئن نباشید، چرا او باید چنین حسی داشته باشد؟
چه بخاطر ظاهرتان باشد، چه هوشتان، چه موفقیتهایتان، چه احترامی که دیگران به شما میگذارند، کارتان یا هر خصوصیت خوب دیگر شما، همسرتان دوست دارد به شما پز بدهد. میخواهد بداند که میتواند با اطمینان شما را به خانه پیش مادرش بیاورد و یا به دوستانش معرفی کند و یا حتی در جلسات کاری خارج از محل کار شما را با خود پیش رئیسش ببرد چون شما باعث میشوید که او خوب به نظر برسد.
3. استقلال
سرتان شلوغ است، از پس کارهای خودتان برمیآیید و خودمختارید. علایق خاص خودتان را دارید، فردی جذاب هستید. برای بحثهای باکیفیت و جدی حرفهای زیادی برای گفتن دارید. برای خودتان زندگی دارید و عاشقش هستید.
این خصیصه شما او را به چالش میکشد اما شما برایش یک چالش نیستید، شما بهترین نوع خودتان هستید و به او انگیزه میدهید که او هم بهترین خودش باشد. چه کارتان باشد که عاشقش هستید و چه سرگرمیهای جالب و خلاقانهای برای خودتان داشته باشید، مهم این است که به او نیازی نداشته باشید. برای اینکه خلائی در زندگیتان پر شود یا خوشحال شوید به او نیاز ندارید.
خودتان بدون او به اندازه کافی کامل و راضی هستید. بااینکه ممکن است حسابی سرتان شلوغ باشد و درگیر زندگی خودتان باشید، اما نباید برای گذاشتن قرار ملاقات با او هم زیاد سخت بگیرید. در هر حال باید علاقهتان به بودن با نامزدتان را نشان دهید.
برای دیدن او باید مشتاق به نظر برسید. مردها دوست دارند حس کنند که زنها آنها را میخواهند، آن هم زنی خاص مثل شما! پس وقتی او را دیدید، حضور کامل داشته باشید. لبخند بزنید و خود جذاب و فوقالعادهتان باشید.
4. قدرت
آیا وقتی دچار ضعف میشود، می توانید صاف بایستید؟ یا اینکه شما هم زودتر از او خم شده و میشکنید؟ اگر لازم باشد میتوانید از عهده مخارج خودتان برآیید؟ این قدرتها مقداری از فشار را از روی دوش او برمیدارد و باعث میشود خودش بخواهد که برای شما قوی باشد نه اینکه مجبور باشد!
آیا در ارزشها و اعتقاداتتان قوی هستید؟ یا اینکه خیلی راحت تحتتاثیر قرار میگیرید؟ کی هستید؟ به چه چیزهایی اعتقاد دارید؟ آیا سر اعتقاداتان هستید؟ آیا او میتواند به حرفهایی که میزنید اعتماد کند؟ آیا اعمال و رفتارتان مطابق با حرفهایتان هست؟
زنی که اعتقاداتی پابرجا داشته باشد، باعث امنیت مرد زندگیاش است. احساس امنیت یکی از مهمترین عناصر در ایجاد حس اعتماد در مردهاست. این حس باعث میشود بتواند دریچه دلش را به طور کامل برایتان باز کند.
5. آسیبپذیری
منظورمان درمانده بودن نیست. آسیبپذیری این است که خود واقعیتان باشید. نشان دادن ضعفهایتان شاید خلاف قدرت باشد اما قدرت واقعی در توانایی شما برای نشان دادن آسیبپذیریتان نهفته است. نشان دادن شکنندگیتان، نقاط دردتان، ناامنیها و حتی آشکار کردن کارهایی که قبلاً انجام دادهاید و از آن پشیمانید، قدرت زیادی میخواهد.
به همسرتان نشان دهید که چقدر دوستش دارید. بگویید که چقدر دیوانهاش هستید. اجازه بدهید بفهمد که قبلاً هیچوقت چنین حسی را تجربه نکردهاید. آسیبپذیری احساسی شما باعث اعتماد بیشتر او نسبت به احساس شما میشود و درنتیجه موجب میشود خود او هم از نظر احساسی درمقابل شما آسیبپذیر باشد.
6. زنانگی
زنانگی هم مربوط به ظاهر شماست و هم رفتارتان. زن بودن یعنی زیبایی، ظرافت، لطافت، مهربانی و قسمت شیرین وجودتان که مردها فاقد آنها هستند را در آغوش بکشید. زن باشید! پیراهنهای زیبا بپوشید، رژلب بزنید و خوشبو باشید. برای زیبا کردن ظاهرتان وقت بگذارید و از آن لذت ببرید. این کار به خودتان هم حسی فوقالعاده خواهد داد.
مهربان باشید. یکی از خصوصیات زنانگی که مردها معمولاً ندارند، میل طبیعی شما به مراقبت کردن است. البته میتوانید در عین حال آسیبپذیر بوده و به همسرتان نشان دهید که به او نیاز دارید اما میتوانید از او هم مراقبت کنید.
هرچقدر هم که قوی، مردانه و مستقل باشد، همه مردها دوست دارند که کسی از آنها مراقبت کند. اینکه نشان دهید چنین توانایی دارید باعث میشود سلاح خودش را در کنار شما زمین بیندازد و در کنارتان احساس امنیت کند.
وقتی مردی ضعف از خود نشان میدهد و اجازه میدهد بخش آسیبپذیر او را ببینید، به شما قدرت خواهد داد. منظور این نیست که رابطه مثل یک مسابقه یا بازی است، همه اینها برای ایجاد یک رابطه بادوام و ایجاد احساس امنیت و آرامش برای دو طرف است.
7. شادی
آیا فرد شادی هستید؟ آیا از زندگیتان، کارتان، اهدافتان و وضعیتتان راضی هستید؟ یا آن فرد ناراضی هستید که مدام در حال شکایت از زندگیاش است؟
هیچ مردی قرار نیست شما را خوشحال کند. این کار مردها نیست. زنی که شاد باشد و این شادی را نشان دهد برای مردها بسیار مطلوب است چون مردها دوست دارند در پایان روز خستهکنندهای که داشتهاند شما خوشحالشان کنید.
آنها دوست دارند بتوانند کنار شما جلو تلویزیون بنشینند و یا شبها که کنارتان میخوابند کاملاً شاد و راضی باشند. همسرتان میخواهد لبخند شما به او گرمای زندگی دهد و در کنار شما احساس آرامش کند.
بسیاری از ما آدم ها روی هر حسی که به طرف مقابل داریم نام عشق میدهیم . اما آیا واقیت عشق همین است؟ یا اینکه عشق تعریف دیگری دارد؟ در طول تاریخ توصیف های متعددی از عشق ارائه شده. غم و اندوه و لذت و شکوه عشق باعث شده شاعران، هنرمندان، متفکران، نویسندگان و بسیاری، عشق را الهام بخش برخی از آثار خود کنند.
هرکدام از ما در طول زندگی به طریقی با عشق آشنا شده ایم و شاید بهترین و بدترین لحظه های زندگی هر کدام از ما به نوعی با عشق گره خورده باشد …
اما واقعا عشق چیست و آن را چگونه تعریف می کنیم؟
دشواری در تعریف عشق و تنوع توصیف هایی که از آن شده، ارزیابی و سنجش آن را دشوار کرده است. در طول 60 سال گذشته حدود 30 ابزار مختلف برای اندازه گیری عشق به وجود آمده اند و شاید جاه طلبانه ترین آنها ابزاری است که آن را براساس میل فرد برای صمیمیت همراه با مراقبت و احساس تعلق به دیگری مورد ارزیابی قرار می دهد.
تلاش های جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعی باعث شده عشق به انواع مختلفی تقسیم بندی شود: عشق بین والدین و فرزندان، اعضای خانواده، دوستان و افراد مختلف. اما به طور کلی عشاق می توانند دو نوع قراردادی عشق را تجربه کنند؛ عشق شهوانی و عشق همیارانه.
– عشق شهوانی: عشق شهوانی که معمولا به عنوان عشق رمانتیک و شیدایی شناخته می شود، حالتی است از جذابیت و فریفتگی بسیار همراه با میل به دیگری. این نوع عشق با ویژگی هایی از قبیل دلسوزی و شفقت، شادی، اضطراب، میل جنسی و وجد و سرور زیاد شناخته می شود.
برانگیختگی فیزیولوژیکی عمومی شامل افزایش ضربان قلب، تعریق، سرخ شدن پوست همراه با احساس برانگیختگی زیاد، اغلب از علائم فیزیکی عشق شهوانی است.
از نظر دیگران، افراد دارای عشق شهوانی، به دنبال برآورده کردن نیازهای خود هستند بنابراین جای تعجب نیست که عشق شهوانی عمر کوتاهی داشته باشد و عمدتا چند ماه بیشتر طول نکشد.
در این نوع عشق، زمانی که آتش عشق کم سو می شود، به تدریج تضادها و تعارض ها، تظاهر پیدا می کند و عشاق سابق، افرادی شکاک، ناراضی و ناامید شده و با یکدیگر درگیری های متعددی پیدا می کنند.
– عشق همیارانه: عشق همیارانه نسبت به عشق شهوانی، تنش و استرس کمتری درپی دارد. این عشق با سپاسگزاری عمیق طرفین از یکدیگر همراه و اغلب شامل تحمل و بردباری در برابر قصورات یکدیگر و تلاش برای رفع مشکلات و بهبود روابط بین فردی است.
رابطه زناشویی در این نوع رابطه، بیانگر احساسات عمیق طرفین به یکدیگر و اطمینان از درک نیازها و خواسته های یکدیگر و احساس لذت است.
به موازاتی که عشق همیارانه، رشد می کند و روابط گسترده تر می شود، زوج به راحتی درباره مسائل و نگرانی های جنسی شان صحبت می کنند. با ارتقای روابط بین فردی و صمیمیت بین طرفین، لذت از روابط زناشویی نیز افزایش پیدا می کند و تعهدات طرفین در رابطه قوی تر می شود.
علاوه بر این، رابطه زناشویی در این نوع رابطه، برخلاف عشق شهوانی، بامعناتر است و رضایت عمیق تری را به دنبال دارد.
انواع عشق از نظر جان آلن لی
تلاش برای توصیف انواع روابط عاشقانه منجر به ارائه مدلی براساس واژه های باستانی یونانی از طرف جان آلن لی شده. وی معتقد است 6 نوع رابطه عاشقانه وجود دارد: رمانتیک، سرگرم کننده، مالکانه، اشتراکی، نوع دوستانه و واقع گرایانه که در ادامه به تفسیر آنها می پردازیم.
– عشق رمانتیک: افرادی که این نوع عشق را تجربه می کنند، جایگاه خاصی برای زیبایی ظاهری و فیزیکی طرف مقابل خود قائل اند و به دنبال تجربه لذت بصری و لمسی هستند که از ظاهر و بدن معشوق یا معشوقه خود کسب می کنند و میل زیادی به داشتن رابطه با معشوق خود دارند.
– عشق بازیگوشانه: در این نوع رابطه عشقی، عمدتا افراد به دنبال کسب تجارب متعدد جنسی هستند و تعهد برایشان معنایی ندارد. این عشق ناپایدار برای آنها نوعی تفنن و لذت زودگذر است.
– عشق مالکانه: این نوع عشق معمولا با آشفتگی و حسادت بیش ازحد همراه و فرد به دنبال مالکیت در رابطه عاشقانه خود است. این افراد زندگی پرپیچ و خمی دارند و هرچند محبت زوج به یکدیگر می تواند بسیار لذت بخش باشد ولی آشفتگی هایی را به دنبال دارد که تجربه آن برای فرد می تواند دردناک باشد.
– عشق همیارانه: در این نوع رابطه تعهد، صمیمت و عطوفت به تدریج ایجاد می شود و معمولا رابطه زوج ها طولانی مدت و بر پایه صلح و آرامش و نوعی روابط دوستانه حاکم است.
– عشق نوع دوستانه: افرادی که این نوع عشق را تجربه می کنند عمدتا روابطی توام با شفقت، دلسوزی، مراقبت و از خودگذشتگی را تجربه می کنند. چنین روابط و احساساتی بدون هیچگونه چشم داشتی است.
– عشق واقع گرایانه: در این نوع رابطه عشقی، فرد به دنبال انتخاب کسی است که با ملاک های عقلانی و منطقی، اجتماعی، اقتصادی، مذهبی، تحصیلی و… او سازگار باشد. در نتیجه این رابطه می تواند به احساس رضایت متقابل بینجامد.
جان آلن لی معتقد است روابط عاشقانه در طول زمان پیشرفت می کند و افراد ممکن است در دوره های مختلف از زندگی شان رویکردهای مختلفی از عشق را تجربه کنند.
معمولا زوج ها در هر نوع رابطه ای به دنبال ایجاد یک رابطه پایدار و موفق هستند. صرف نظر از اینکه رضایت و موفقیت در یک رابطه عاشقانه، اغلب به این بستگی دارد که بتوانیم فردی را پیدا کنیم که رویکرد مشابهی با ما در ارتباط با عشق و صمیمیت داشته باشد.
منبع: سلامت نیوز