هر ماه که با خودرومان رانندگی می کنیم، معمولا یک آسیب کوچک و یک خرج حداقل چند ده هزار تومانی به پایمان می افتد. هفت صبح می خواهد مروری بر همین خرج ها داشته باشد. در این مطلب می خواهیم درباره ی ماشین هایی با پرخرج ترین هزینه های تصادفی صحبت کنیم. پس در ادامه همراه با ما باشید.
صبح و شب خطرش بیخ گوش مان است. خودمان هم مراقب رانندگی مان باشیم، باز نمی توانیم تضمین کنیم کسی به ما نزند. شوماخر هم که باشی، باز هم در شلوغی خیابان، یکی با ماشینش به شما می زند.
به راحتی هر چه تمام تر و چنان بی خیال می زنند به شما و به روی خودشان هم نمی آورند. به راحتی آینه خوردتان ترک برمی دارد و می شکند و باید دنبال یک آینه یدک جدید باشید اما اگر کمی با حال تر باشد، کمی سینمایی تر به شما می زند و سپر ماشین تان را پایین می آورد. به این ترتیب یک سپر جدید باید بخرید.
حالا بروید چرتکه بیندازید، برای یک خودرو مثل پورشه باید چند میلیون تومان پول بدهید و یک سپر جدید بخرید. آینه، سپر، گلگیر، چراغ جلو، چراغ عقب، چراغ روی صندوق و چند تا قطعه دیگر، در رانندگی های خیلی قشنگ ما در معرض آسیب هستند.
رانا
اگر در یک تصادف کوچک و کم، چراغ عقب رانای شما بشکند، باید 70 هزار تومان بدهید و یک چراغ عقب یدک بخرید. چرا ترمز این خودرو وطنی نیز در بازار 41 هزار تومان فروخته می شود.
شاید قالپاق خودروتان آسیب ببیند. در این صورت برای یک قالپاق جدید رینگ چرخ، باید 9200 تومان پول بدهید ولی معمولا در ترافیک های شهری، آینه برقی بغل ماشین به راحتی می شکند یا ترک برمی دارد. امروز و فردا هم که بکنید بالاخره باید یک روز آن را عوض کنید.
برای همین باید بالاخره 76 هزار تومان پرداخت کنید و یک آینه بغل جدید برای ماشین تان بخرید. گل پخش کن گلگیر جلو در صورت آسیب دیدگی، 43 هزار تومان خرج برمی دارد اما همین گل پخش کن برای گلگیر عقب 28 هزار تومان قیمت دارد.
رنو مگان
بیشتر از دو سال می شود که دیگر مگان در کشورمان تولید نمی شود و هر چه در بازار پیدا می کنید، متعلق به سال های قبل از 2013 است. قیمت آخرین مدل های این خودرو مثل مدل 1392 که مونتاژ بوده اند، چیزی حدود 75 میلیون تومان است.
قیمت قطعات یدکی کم خرج این خودرو شگفت انگیز است. مثلا برای تعویض چراغ مگان تان باید چیزی حدود 715 هزار تومان پول بدهید یا چراغ بغل گلگیر جلو قیمتی برابر 55 هزار تومان دارد؛
قیمتی که به نظر واقعا گران می آید. سپر عقب این خودرو که آماده رنگ باشد، یک میلیون و 82 هزار تومان قیمت دارد.
نیسان قشقایی
قیمت یک نیسان قشقایی صفر کیلومتر در بازار 132 میلیون تومان است اما مدل 914 این خودرو را در بازار با قیمت 108 میلیون تومان هم می توانید پیدا کنید.
اگر سپر جلو خودرویی با این قیمت آسیب ببیند و از تعمیرش قطع امید کنید، باید یک میلیون و 50 هزار تومان پرداخت کنید تا یک سپر آکبند جدید بخرید اما سپر عقب این خودرو ژاپنی در بازار با نصف قیمت سپر جلو معامله می شود. قیمت آن 520 هزار تومان است.
اگر نیسان قشقایی شما دو دیفرانسیله باشد چراغ جلوی آن یک میلیون و 400 هزار تومان قیمت دارد اما اگر چهار دیفرانسیله باشد، نیاز به چراغ زنون جلو خواهید داشت که قیمتی سرسام آورتر دارد.
باید برای خرید آن 3.5 میلیون تومان پرداخت کنید. ضمن اینکه ممکن است در تصادف ماشین، چراغ پلاک آسیب ببیند که به این ترتیب 66 هزار و 500 تومان به خرج می افتید.
پورشه کاین
درب های جلوی پورشه کاین در بازار با قیمت 9 میلیون و 700 هزار تومان و درب های عقب این خودرو با قیمت 10 میلیون و 598 هزار تومان به فروش می رسد.
همچنین گران ترین گلگیرها در بین شش مدل پورشه موجود در بازار متعلق به این مدل است که گلگیر جلو با قیمت چهار میلیون و 300 هزار تومان و گلگیر عقب با قیمت 17 میلیون و 200 هزار تومان فروخته می شود.
پژو پارس
پژو پارس، پرفروش ترین محصول ایران خودرو در سال گذشته بود. در صورت تصادف خفیف با یک خودرو دیگر، خیلی محتمل است که سپر خودروتان ترک بردارد یا اصلا نیاز به تعویض داشته باشد.
به این ترتیب باید برای سپر جلورنگی با چراغ مه شکن، 276 هزار تومان خرج کنید اما اگر سپر را بدون مه شکن بخواهید، قیمتش 38 هزار تومان کمتر می شود.
اگر هم سپر عقب رنگی پژو پارس را بخواهید باید 187 هزار تومان پرداخت کنید. رکاب رنگی این خودرو هم 46 هزار تومان قیمت دارد.
پراید
ارزان قیمت ترین خودرو ایرانی بازار، ارزان ترین قطعات یدکی را هم به نام خودش ثبت کرده است. مثلا چراغ جلو این خودرو 21 هزار تومان قیمت دارد. سپر جلو کامل با درپوش چراغ مه شکن مخصوص سایپا 132 در بازار با قیمت 165 هزار تومان معامله می شود.
چراغ عقب همین سایپا 132 نیز 44 هزار تومان فروخته می شود. قیمت چراغ عقب سایپا 131 نیز 47 هزار تومان است. برویم سراغ گلگیرها؛ مثلا گلگیر عقب پراید حدودا 27 هزار تومان قیمت دارد اما گلگیر جلو سایپا 132 با قیمت 38 هزار تومان فروخته می شود.
سپر جلو سایپا 132 با قیمت 70 هزار تومان، سپر عقب سایپا 111 با قیمت 31 هزار تومان، سپر عقب سایپا 132 نقره ای نیز با قیمت 91 هزار تومان معامله می شود. سپر عقب کامل 111 قیمتی برابر 165 هزار تومان دارد.
برلیانس
سایپا V5 یا برلیانس که خودرویی شاسی بلند است، در بازار با قیمت 85 میلیون تومان معامله می شود. برای قطعات یدک این خودرو باید سراغ نمایندگی های سایپا بروید. فوم سپر عقب این خودرو قیمتی حول و حوش 191 هزار تومان دارد.
زه استیل سپر جلو این ماشین هم با قیمت 51 هزار تومان معامله می شود. چراغ جلو برلیانس را در بازار باید 705 هزار تومان بخرید. چراغ عقب روی بدنه این خودرو نیز 320 هزار تومان قیمت دارد. چراغ عقب روی در صندوق این ماشین را باید با قیمت 235 هزار تومان خرید.
توسان
اگر بخواهید چراغ جلو هیوندای ix35 را در بازار به صورت استوک بخرید، باید سه میلیون و 300 هزار تومان پول بدهید. چراغی که با موتور زنون و LED به شما فروخته می شود. برای سپر توسان باید شماره شاسی خودرو را به قطعه فروش بدهید.
چون این خودرو بر اساس سفارش های مختلف امارات، کویت، اروپا و … ساخته می شود و هر کدام سپر خاص خودشان را دارند اما سپر بالای این ماشین حدودا 550 تا 600 هزار تومان قیمت دارد.
اگر درب یدکی بخواهید برای ماشین تان بخرید، در صورتی که فلاپ مشکی روی درب قبلی وجود داشته باشد، باید یک میلیون و 250 هزار تومان خرج کنید.
پژو 206
می خواهیم اطلاعات کاملی از قیمت سپر پژو 206 به شما بدهیم. سپر جلو کامل با چراغ مه شکن، 160 هزار تومان، سپر جلو بدون چراغ مه شکن، 130 هزار تومان، سپر عقب کامل با چراغ خطر، 135 هزار تومان و سپر عقب بدون چراغ خطر 128 هزار تومان است
اما قیمت سپر عقب بدون چراغ خطر پژو 206 SD، 140 هزار تومان و سپر عقب با چراغ خطر آن 165 هزار تومان است.
هر کشوری برای عبور و مرور خود می تواند وسایل نقلیه محلی خاص خود را داشته باشد. در این مطلب وسایل نقلیه عمومی و محلی در سایر کشور های دنیا را مشاهده خواهید کرد.
کیسههای سیبزمینی، گونیهای برنج، الوارهای بلند و ساقههای ضخیم نیشکر در بسیاری از کشورها به همان شکل قدیمی حمل میشوند. بومیان از چارپایان، دوچرخه و موتورسیکلت برای حملونقل برخی از کالاها و اجناس استفاده میکنند.
کنگو: چوکودو
دو چرخ کوچک، چوبی بلند میان این دو چرخ برای حملِ بار و یک فرمان چوبی در کنگو چوکودو نامیده میشود که وسیله حملونقل مناسبی است برای مردم فقیر این کشور. چوکودو بیشتر در شرق کنگو ساخته و استفاده میشود. کم خرج بودن این وسیله حملونقل، آن را محبوب ساخته است.
فیلیپین: جیپنی
خودروهای جیپنی گرچه سالهاست در فیلیپین رایجترین وسیله حملونقل عمومی هستند، اما دود زیادی که این خودروهای قدیمی تولید می کنند محیط زیست را به شدت میآلاید.
جیپنی همان جیپ ارتش آمریکا در جنگ جهانی دوم است که بازسازی شده و رنگ و شکل ملی گرفته و به یکی از نمادهای فرهنگی فیلیپین تبدیل شده است. از ویژگیهای آن تزئینات زیاد و جادار بودنش است.
ویتنام: دوچرخه موتوری
دوچرخه موتوری در ویتنام یکی از مهمترین وسایل حملونقل بار است. گفته میشود تنها در هانوی، پایتخت این کشور با ۶ و نیم میلیون جمعیت، حدود ۴ میلیون راننده دوچرخه موتوری در رفتوآمد هستند. این وسیله حملونقل محبوبیت خود را نزد گردشگران نیز حفظ کرده است. آنها تورهای تفریحی با دوچرخه موتوری را بسیار دوست دارند.
کامبوج: نوری
نوری یا قطار بامبوس که روزی یکی از مهمترین وسایل حملونقل ارزان در کامبوج بود، اکنون به یک جاذبه توریستی برای گردشگران این کشور تبدیل شده است؛ گردشگرانی که با یک کولهپشتی سفر میکنند و پول زیادی ندارند. نوری صفحهای با ابعاد ۵ در ۵ مترمربع است از چوب یا بامبوس که روی ریلهایی نصب شده و با سرعتی تا ۵۰ کیلومتر در ساعت بار خود را در میان مزارع برنج و روستاها حمل میکند.
تایلند: توکتوک
توکتوک، موتور سهچرخه یا اتوریکشا در تایلند و بسیاری از کشورهای آسیایی چون هند، پاکستان، بنگلادش و سریلانکا، وسیلهای بسیار مهم برای حملونقل است. گردشگران به توکتوک بسیار علاقمندند. رانندگان میتوانند محمولاتی بزرگ را با مهارت بسیار و سرعتی گیجکننده از کوچه و خیابانها بگذرانند.
کامبوج: ریکشای رکابی
ریکشای رکابی از توسعه ریکشاهای کشیدنی، که در آنها یک مرد گاریای را به دنبال میکشد که در آن یک یا دونفر نشستهاند، به وجود آمدهاند. ریکشای رکابی وسیله نقلیهای با سه چرخ بزرگ است و در بسیاری از کشورهای آسیا به عنوان وسیلهای مناسب و ارزان برای حملونقل به کار میرود.
افغانستان: الاغ
الاغ یکی از وسایل حملونقل کهن در جوامع بشری است. استفاده از این حیوان برای حملونقل در کشورهایی چون افغانستان سابقهای ۵ هزار ساله دارد. به خصوص در دورانی که قیمت نفت به شدت افزایش یافته بود، استفاده از الاغ برای حملونقل از نظر مالی بسیار مناسب بود.
آلمان: دوچرخه باری
بسیاری از کشورهای اروپایی بار دیگر به وسایل حملونقل ساده و سنتی روی آوردهاند. دوچرخه باری وسیله حملونقل سنتی آلمان است. با این وسایل میتوان گل، خرید روزانه و حتی کودکان را حمل کرد.
این وسیله نقلیه به ویژه در شهرهای بزرگی چون برلین و کلن آلمان طرفداران بیشتری یافته است. دوچرخههای باری اما ارزان نیستند و برای خریدشان باید بیش از هزار یورو پول پرداخت.
فولکسواگن پاسات همواره بهعنوان یک سدان اقتصادی شناخته میشود اما در نسل هشتم بهآرامی پای به کلاس خودروهای پریمیوم گذاشته و در حال تبدیلشدن به رقیبی جدی برای خودروهای این کلاس است. در این مطلب مقایسه فنی مرسدس بنز سی کلاس و فولکسواگن پاسات را انجام خواهیم داد.
فولکسواگن با نسل جدید پاسات بیشتر از همیشه به کلاس خودروهای پریمیوم واردشده است؛ اما آیا در برابر کهنهکار این کلاس یعنی مرسدس بنز حرفی برای گفتن دارد؟
Volkswagen Passat vs Mercedes-Benz C 250
شاید اینطور به نظر برسد که فولکسواگن با این کار پا در کفش آئودی کرده و رقیبی برای زیرمجموعهٔ خود تراشیده است. چراکه آئودی عضو پریمیوم گروه فولکسواگن است و رقابتی سخت با سردمداران این کلاس یعنی مرسدس بنز و بامو دارد؛
بنابراین با ورود پاسات به سگمنت خودروهای پریمیوم رقابت درون خانوادهای شکل میگیرد که اتفاق خوبی نیست و همه سعی در جلوگیری از آن دارند.
اما درواقع اینطور نیست چراکه پاسات سدان متوسطی است که با تیپهای گوناگونی عرضه میشود و طیف وسیعی از خریداران را هدف قرار داده است. از سرویس شرکتها و خانوادههای کمدرآمد گرفته تا مدیران ثروتمند.
پاسات با عرضه در سه ردهٔ تجهیزاتی و لیست بلند بالایی از تجهیزات سفارشی برای هر قشری از جامعه گزینهای مناسب بشمار میرود. درحالیکه مجهزترین مدل آن تقریباً همتراز بامو سری 3، مرسدس بنز C کلاس و آئودی A4 محسوب میشود.
Volkswagen Passat 2 BiTDI 4MOTION 07
Mercedes-Benz C 250 BlueTEC 4MATIC 08
پاسات مورد آزمایش ما از نوع 2.0 BiTDI 4Motion است که کاملترین مدل پاسات محسوب میشود. این مدل مجهز به موتور 2 لیتری 4 سیلندر بای توربودیزل است (دو توربوشارژر). این پیشرانه قادر بتولید 240 اسب بخار قدرت و 500 نیوتن متر گشتاور است که نیروی خود را از طریق گیربکس 7 سرعته DSG و سامانهٔ 4Motion به هر چهارچرخ انتقال میدهد.
این ترکیب بدون شک بهترین ترکیب موتور دیزل و گیربکسی است که در بازار وجود دارد؛ اما در هنگام رانندگی با پاسات تمام قدرت آن را حس نمیکنید و ماشین بیشازحد اهلی و رام به نظر میرسد بهطوریکه هیچگاه متوجه حضور 240 اسب بخار قدرت در زیر کاپوت نمیشوید.
در سوی دیگر این رقابت مرسدس بنز C250 BlueTEC 4Matic قرار دارد که با پیشرانهٔ 2.2 لیتری توربودیزل خود قدرتی برابر با 204 اسب بخار دارد که به میزان قابلتوجهی کمتر از پاسات است اما گشتاور آن دقیقاً هماندازه پاسات یعنی 500 نیوتن متر است.
ما بههیچوجه نمیگوییم گه مرسدس سریعتر از فولکس است چراکه شتاب صفرتا صد 6.3 ثانیهای پاسات در برابر 6.9 ثانیهای C250 دروغ بودن این ادعا را ثابت میکند؛
اما گفتهٔ ما این است که مرسدس سریعتر از پاسات احساس میشود. پاسخ دریچهٔ گاز C250 سریعتر است و صدای موتور آن خوشایندتر است درحالیکه گیربکس 7 سرعتهٔ 7G-Tronic وظیفهٔ خود را به بهترین نحو انجام میدهد.
به عبارت سادهتر مرسدس بسیار اسپرت تر از پاسات به نظر میرسد و این فکر را در ذهن ما میآورد که اگر C کلاس در برابر پاسات اسپرت به نظر میرسد پس اگر پاسات در برابر بامو سری 3 قرار گیرد چگونه احساس خواهد شد؟
صندلیهای پاسات کاملاً بدن را در برمیگیرند که این امر کمک میکند بدون تکانهای شدید و جابجایی زیاد، با سرعتبالا اقدام به پیچیدن و انجام مانور کنید. فرمان در حالت عادی بسیار نرم و روان است اما میتوان آن را بر روی حالت اسپرت نیز قرار دارد.
هرچند که تفاوت میان حالات رانندگی مختلف پاسات بهسختی احساس میشود. در کل با نشستن پشت پاسات متوجه شدیم که این خودرو برای رانندگی آرام و خانوادگی ساختهشده است؛
اما ماجرا در C250 کاملاً متفاوت است. همهچیز در این ماشین برای سریعتر رفتن طراحیشده. فرمان سنگین و اسپرت، موقعیت پایین صندلیها و پاسخ سریع چرخهای جلو، همه و همه راننده را به سریعتر رفتن ترغیب میکنند. هرچند C250 ذاتاً خودروی اسپرتی نیست اما قطعاً از پاسات اسپرت تر است.
بااینکه پاسات در حالت کامفورت خود تعلیق نرمی دارد و ناهمواریهای جاده را به کابین منتقل نمیکند اما تعلیق بهخوبی وظیفهٔ خود را انجام نمیدهد و رانندگی با آن در جادههای پردستانداز پس مدتی خستهکننده خواهد شد.
وضعیت در حالت اسپرت بدتر شده و بلافاصله دامپرها سفت میشوند. این مورد تقریباً در مرسدس هم وجود دارد و هرچند قابلیت انتخاب حالات رانندگی اقتصادی، راحت (کامفورت) و اسپرت را دارد اما تغییر عملکرد تعلیق در حالات رانندگی گوناگون اگر نگوییم اصلاً وجود ندارد اما بسیار کم احساس میشود. بااینوجود C250 تحت هر شرایطی برتر است.
چه در هنگام پیچیدن، چه در رانندگی آرام و چه در زمان حرکت با سرعتهای بالا در اتوبان.
اما پاسات درزمینهٔ فضای داخلی برتری خود را به رخ بنز میکشد و این درحالیکه است که فاصلهٔ محوری کمتری از C250 دارد. اگر برای شما فضای جادار و خصوصاً صندوق بار وسیع اهمیت دارد (که برای اغلب مردم اهمیت بالایی دارد) پاسات انتخاب بهتری خواهد بود؛
زیرا علاوه بر اینکه 100 لیتر فضای بار بیشتری نسبت به C250 در اختیارتان قرار میدهد، تکیهگاههای صندلیهای عقب آن نیز قابل تا شدن هستند. آیا ماشینی کاربردیتر از پاسات در این زمینه سراغ دارید؟ به نظر ما که میتوان گفت نه.
هرچند پاسات طبق سنت فولکسواگن ساده و محافظهکارانه طراحیشده اما واقعاً زیباست و مصداق بارزی از شعار همیشگی فولکسواگن یعنی «زیبایی در عین سادگی» محسوب میگردد. هرچند که شاید خریداران جوانتر این میزان سادگی را دوست نداشته باشند.
طراحی داخلی پاسات نیز خصوصاً باوجود نوار فلزی روی داشبورد زیبا و چشمنواز است. البته کاربرد بیشازاندازه پلاستیک در آن تا حدودی آزاردهنده بوده و پاسات را کمی از خودروهای پریمیوم دور میکند. هرچند از پلاستیک در ساخت داشبورد مرسدس هم استفادهشده است اما این پلاستیک کمی باکیفیتتر از پاسات به نظر میرسد.
طراحی خارجی مرسدس بسیار پرزرقوبرق است و تا سالها نگاههای مردم را بهسوی خود جلب میکند. وقتی این دو خودرو را در کنار هم قرار میدهیم میبینیم ازلحاظ طراحی نقاط اشتراک بسیار کمی داشته و کاملاً خلاف یکدیگر عمل کردهاند.
درجایی که فولکس فرم جعبهای شکلی داشته و از خطوط تیز و شارپ در طراحی آن استفادهشده، مرسدس با خطوطی نرم و انحنادار کاملاً مخالف پاسات قرار میگیرد. بااینکه پاسات جدید چندین گام بزرگ درزمینهٔ طراحی روبهجلو برداشته است اما هنوز هم از این لحاظ در پس C کلاس قرار میگیرد.
در بحث قیمت، هر دو خودرو بسیار نزدیک به هم عمل کرده و قیمت آنها از حدود 45 هزار یورو آغاز میشود؛ اما پاسات هزار یورو ارزانتر از C250 است. فولکسواگن با پاسات جدید سعی کرده است که به بخش خودروهای پریمیوم وارد شود اما باید گفت فقط به نیمی از هدف خود دستیافته است.
هرچند اگر کمهزینهتر بودن و قیمت کمتر پاسات در نظر بگیریم میتوان آن را جایگزینی عالی برای خودروهای معروف پریمیوم دانست اما بازهم احساس میکنید ارزش پرداخت حدود 50 هزار یورو را ندارد (اگرچه پاسات مور آزمایش مجهزترین تیپ آن بوده و از امکانات فراوانی سود میبرد).
هنگامیکه قصد پرداخت این مبلغ گزاف رادارید انتظار دارید چیزی بیشتر از فضای صندوق بار بزرگتر و 40 اسب بخار قدرت بالاتر به دست آورید. درحالیکه ازلحاظ کیفیت هم پایینتر از بنز قرار میگیرد.
بنابراین با توجه به این موارد انتخاب ما در این جدال مرسدس بنز C250 است. چراکه در طراحی، رانندگی، قیمت و بهطورکلی در همهچیز برتر از پاسات است؛ اما فولکسواگن پاسات هم خودروی بیارزشی نبوده و در نوع خود فوقالعاده است.
هرچند همچنان نمیتوان آن را یک خودروی پریمیوم صد درصد دانست اما کسانی که قصد خرید یک مرسدس بنز یا بامو رادارند به تردید میاندازد. درهرحال انتخاب نهایی با خریداران است که پاسات پرقدرت، ساده و زیبا را برگزینند یا C250 باکیفیت، اسپرت و جذاب را.
جدول مشخصات فنی
|
فولکسواگن پاسات 2.0 BiTDI 4Motion |
مرسدس بنز C250 BlueTEC 4Matic |
|
|
پیشرانه |
چهار سیلندر بای توربودیزل |
چهار سیلندر توربودیزل |
|
حجم موتور |
1968 سیسی |
2143 سیسی |
|
قدرت |
240 اسب بخار در 4000 rpm |
204 اسب بخار در 3800 rpm |
|
گشتاور |
500 نیوتن متر در 1750 rpm |
500 نیوتن متر در 1600 rpm |
|
گیربکس |
7 سرعته DSG |
7 سرعته 7G-Tronic |
|
دیفرانسیل |
AWD |
AWD |
|
طول/عرض/ارتفاع |
4.76/1.83/1.46 متر |
4.68/1.81/1.44 متر |
|
فاصلهٔ بین دو محور |
2.79 متر |
2.84 متر |
|
حجم صندوق بار |
586 لیتر |
480 لیتر |
|
وزن خالص |
1721 کیلوگرم |
1660 کیلوگرم |
|
حداکثر سرعت |
240 کیلومتر در ساعت |
247 کیلومتر در ساعت |
|
شتاب صفرتا صد |
6.3 ثانیه |
6.9 ثانیه |
|
مصرف سوخت ترکیبی |
5.3 لیتر در صد کیلومتر |
4.8 لیتر در صد کیلومتر |
|
قیمت |
45,500 یورو |
46,558 یورو |